الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
325
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
افسوس و درد از فقدان پدر كه نزد وى از زندگى عزيزتر بود ، بر او سايه افكند . ( 1 ) آن حضرت ، تربت پاك پدر را زيارت مىكرد و برگرد آن مىگشت در حالى كه سراسيمه و رنجور شده بود . خود را بر آن مىافكند و مشتى خاك از آن تربت طاهر بر مىگرفت و آن را بر ديدگان و بر چهرهء خود مىفشرد و بسيار مىبوييد و مىبوسيد و در خود ، احساس آرامش مىكرد ، آنگاه با سوز و گداز بسيار ، مىگريست و با صدايى اندوهبار مىسرود : ما ذا على من شمّ تربة احمد * ان لا يشمّ مدى الزمان غواليا صبّت علىّ مصائب لو انّها * صبّت على الأيّام صرن لياليا قل للمغيّب تحت اطباق الثرى * ان كنت تسمع صرختى و ندائيا قد كنت ذات حمى بظلّ محمّد * لا اختشى ضيما و كان جماليا فاليوم اخضع للذليل و اتّقى * ضيمى و ادفع ظالمى بردائيا فاذا بكت قمريّة فى ليلها * شجنا على غصن بكيت صباحيا فلأجعلنّ الحزن بعدك مؤنسى * و لأجعلن الدمع فيك وشاحيا « 1 » « بر آنكه تربت احمد را ببويد ، باكى نيست كه در همهء روزگار ، عطرها را نبويد » . « بر من مصيبتهايى وارد گشته كه اگر بر روزها فرود مىآمدند ، به شبها تبديل مىشدند » . « به آنكه در زير خاك پنهان شده بگو اگر فرياد و صداى مرا مىشنوى » . « من در سايهء محمد ، پناهى داشتم كه از سختى ، بيمى به خود راه نمىدادم و او زيور من بود » .
--> ( 1 ) ابن شهر آشوب ، مناقب 1 / 242 .